کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قنخر | کلماتور
معانی کلمه : قنخر
تلفظ بین المللی :
/q1ˈanxar/
تلفظ :
[q1'anxaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رستم قنبرسلطان
ساختمان قنبری
صحرای قنبراباد
علی اباد قنبرخان
علی قنبری
عنبر قنبر
قاخروس
قبولی قندری
قخر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
قنخر. [ ق ِن ْ ن َ ] ( ع ص ) فراخ سوراخ بینی گشاده دهن درشت آواز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الواسع المنخرین والفم الشدید الصوت. ( اقرب الموارد ). || سخت قوی سر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الصلب الراس الباقی علی النطاح. ( اقرب الموارد ). || بزرگ و کلان جثه. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج ، قناخر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( اِ ) سنگ مانندی است نرم که از سر کوه برکنده ...
فرهنگ فارسی
فراخ سوراخ بینی گشاده دهن درشت آواز یا سخت قوی سر .
کلمات مرتبط
رستم قنبرسلطان
ساختمان قنبری
صحرای قنبراباد
علی اباد قنبرخان
علی قنبری
عنبر قنبر
قاخروس
قبولی قندری
قخر
نظرات