قلم. [ ق َ ل َ ] ( ع مص ) چیدن و تراشیدن ناخن و جز آن را. ( منتهی الارب ). || قطع کردن. ( اقرب الموارد ). در اقرب الموارد قلم به فتح اول و سکون دوم را قطع کردن چیزی و چیدن ناخن معنی کرده است.- قلم شدن ؛ دو نیمه شدن. قطع شدن. شکسته شدن. از یکدیگر جداشدن. قلم شدن دست یا پای ؛ قطع شدن استخوان آن با یک زخم : چو نیزه قلم شد به گرز و به تیغهمی خون چکانید مانند میغ.فردوسی.هر دون که برخلاف تو گیرد قلم بدس...
فرهنگ عمید
۱. هر وسیله ای که با آن بنویسند، خامه، کِلک.۲. (اسم مصدر، اسم ) [مجاز] نویسندگی.۳. [مجاز] شیوۀ نوشتن، سبک.۴. (زیست شناسی ) [مجاز] هریک از استخوان های دست وپای انسان و سایر جانداران.۵. [مجاز] نوع، گونه.۶. شصت وهشتمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۵۲ آیه، نون والقلم.۷. واحد شمارش برخی اشیا.* قلم راندن: (مصدر متعدی )۱. حکم کردن.۲. [قدیمی، مجاز] رقم زدن، رقم کردن، نوشتن.* قلم زدن: (مصدر لازم ) [مجاز]۱. ن...
فرهنگ معین
(قَ لَ ) [ معر - یو. ] (اِ. ) ۱ - هر ابزاری که با آن بنویسند. ۲ - نی تراشیده که با آن بنویسند. ، ~ به تخم چشم زدن کنایه از: کار نویسندگی یا قلم زنی کردن .
دانشنامه آزاد فارسی
قَلَم (pen)قلم پرنوعی نوشت افزار. قدمت قلم به عهد مصر باستان می رسد. رومی ها قلم پر را ابداع کردند و این فناوری تا قرن ۱۸، که نوک قلم فولادی ساخته شد، همچنان بدون تغییر باقی ماند. قلم خودنویس با ذخیرۀ پیوسته ای از جوهر در دهۀ ۱۸۸۰ اختراع شد. امروزه رایج ترین نوع قلم خودکار است که کاربرد آن در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ رواج یافت. روان نویس هم از قلم های رایج است که از دهۀ ۱۹۶۰ به این طرف باب شد.تاریخچه. ...
فرهنگ فارسی
نی تراشیده که با آن بنویسند، خامه، کلک، آلت نوشتن( اسم ) ۱ - آلتی نئین یا چوبین و یا فلزی که به وسیله آن با مرکب با جوهر روی کاغذ نویسند خامه کلک جمع : اقلام : قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز و رای حد تقدیراست شرح آرزومندی . ( حافظ ۳٠۶ ) ترکیبات اسمی : یا قلم سرب . قلم فرنگی . یا قلم فرانسه . قلمی است که دارای دسته ای چوبی است وسر قلم فلزی بدان نصب کنند و نویسند . یا قلم فرنگی . دو قسم است ...
دانشنامه عمومی
قلم (سوره)، نام یکی از سوره های قرآن.قلم (خطاطی)، ابزاری برای نوشتن که از نی ساخته می شود و برای افزودن جوهر به یک سطح (معمولاً کاغذ) استفاده می شود.قلم (نوشت افزار)، عبارتی کلی که برای ابزارهای نوشتن با جوهر از جمله خودکار، روان نویس، خودنویس، ماژیک و غیره به کار می رود.قلم (رایانه) یا فونت، داده ای رایانه ای است که مجموعه ای از علامت ها، نویسه ها یا نشانه هایی چون دخشه های آرایشی را شامل می شود....
نقل قول
قلمبر همه نوشت افزارها از جمله خودکار، روان نویس، خودنویس، ماژیک و غیره گفته می شود و به طور ویژه که به نوشت افزارهای بی جوهر و طبیعی اطلاق می گردد . همچنین کنایه از نوشتن نیز می باشد.• «ن ، سوگند به قلم و آنچه نویسند.» سوره ۶۸، آیه ۱ -> قرآنwikiquote: قلم...
[ویکی فقه] قلم وسیله ای است که به وسیله آن مقدرات جهان ثبت می شود. قلم، مجرای فیض الهی است.اصطلاحی است برگرفته از قرآن و به معنای وسیله ای است که کتابت و ثبت مقدّرات جهان، از گذر آن صورت می پذیرد.آفرینش قلمبنابر روایات، خداوند، نخست قلم را آفرید و آن گاه بدو فرمود که بنویسد و بدین سان، قلم، هر آنچه را تا قیامت پیش می آید، بازنوشت. قلم مخلوق اولقلم، صادر اوّل و نخستین تعیّن از تعیّنات ذات اقدس الهی...
فرهنگستان زبان و ادب
{Caelum, Cae, Chisel} [نجوم] صورت فلکی کوچک و کم نوری در آسمان جنوبی (southern sky ) بین دو صورت فلکی نهر و کبوتر {font, typeface} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] مجموعه ای از نویسه های تایپی با طراحی و اندازۀ مشخص