قصار. [ ق َص ْ صا ] (اِخ ) ابوجریش . یکی از محدثان است . رجوع به لباب الانساب شود.
قصار. [ ق َص ْ صا ] (اِخ ) معاویةبن هشام . از راویان است . وی از ثوری و مالک روایت دارد. (لباب الانساب ).
قصیر#NAME?
کسی که جامهها را بشوید و سفید کند؛ گازر.
۱. جهد؛ غایت جهد؛ منتهای کوشش.
۲. پایان کار.
(قِ) [ ع . ] (ص .) جِ قصیر.
(قَ صّ) [ ع . ] (ص .) گازر، رخت شوی .
صاحب سبک
رختشو، گازر