Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قشلامیشی

تلفظ بین المللی : /q1aʃlˈɑmiʃˌi/ تلفظ :‌ [q1aSl'AmiS,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • قوشلامیشی
  • قیشلامیشی
  • قوشلامیش کردن
  • یشلامیشی
  • قلامیسی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قشلامیشی. [ ق ِ ] ( ترکی ، اِ ) قشلامیشی کردن ( فرمودن )؛ به قشلاق یعنی گرمسیر رفتن : و در زمستان آن سال قشلامیشی در قراباغ اران فرمود. ( ذیل رشیدی حافظ ابرو ص 151 ).

فرهنگ عمید

حرکت به قشلاق در زمستان.
⟨ قشلامیشی کردن: [قدیمی] در زمستان به قشلاق رفتن.

حرکت به قشلاق در زمستان.
* قشلامیشی کردن: [قدیمی] در زمستان به قشلاق رفتن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) حرکت بسرزمینی گرم در زمستان . قشلامیشی کرن . ( مصدر ) رفتن به قشلاق در زمشتان : و در آن زمستان شهزاده کینشو از حکم یرلیغ در هرات قشلامیشی کرد .

کلمات مرتبط

  • قوشلامیشی
  • قیشلامیشی
  • قوشلامیش کردن
  • یشلامیشی
  • قلامیسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات