قسیس . [ ق ُ س َ ] (اِخ ) نام جد عبداﷲبن یعقوب محدث است . (منتهی الارب ).
قسیس . [ ق ِس ْ سی ] (معرب ، اِ) کشیش . مهتر ترسایان و دانشمند آنها. (منتهی الارب ). رتبه ای است بعد ازاسقف و قبل از شماس . قُس ّ. (اقرب الموارد). رجوع به قُس ّ شود. ج ، قسیسون (اقرب الموا...
فرهنگ عمید
مرد روحانی مسیحی.
فرهنگ معین
(قِ سُِ ) [ معر. ] (ص . ) کشیش ، مهتر ترسایان .
فرهنگ فارسی
مردروحانی مسیحی، کشیش کشیش ترسایان روحانی مسیحی : بشناس امام و مسجد را آنگه قسیس را نکوه و چلیپا را . جمع : قسیسون قساوسه . نام جد عبدالله بن یعقوب محدث است