کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قریحاء | کلماتور
معنی کلمه : قریحاء
تلفظ بین المللی :
/q1ˌarihˈɑ/
تلفظ :
[q1,aRih'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
قرحاء
قرحیاء
قریثاء
القریحا
التیسیر فی القراءات السبع
عقر قرحا
قریاض
قریبا
قریح
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
قریحاء. [ ق ُ رَ ] ( ع اِ ) تندی است در بطن که به سر مردم ماند. ( منتهی الارب ). هنة تکون فی بطن الفرس کرأس الرجل. || لقاطة الحصی ، و هی بمنزلةالمعدة من الانسان. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) شتر که در رفتن سنگ ریزه ها بردارد. ( منتهی الارب ).
کلمات مرتبط
قرحاء
قرحیاء
قریثاء
القریحا
التیسیر فی القراءات السبع
عقر قرحا
قریاض
قریبا
قریح
نظرات