قرو. [ ق َرْوْ ] (اِخ ) یکی از قلعه های یمن در طرف صنعاء، و ازآن ِ طائفه ٔ بنی هرش است . (معجم البلدان ).
قرو. [ ق َرْوْ ] (ع مص )آهنگ کردن و جستن بلاد. || پیروی نمودن . || نیزه زدن . || فراخ و کلان گردیدن پوست خایه از باد یا از آب یا از فرودآمدن روده ها. قر شدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج )....
فرهنگ فارسی
یکی از قلعه های یمن در طرف صنعائ و آن از طائفه بین هرش است .
دانشنامه عمومی
قرو (روستا). قرو به عربی ( الَقرُو )، روستایی است در دهستان عرقوب از توابع استان مَحویت در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن (۶۰ ) نفر (۷ خانوار) می باشد.wiki: قرو (روستا)...
گویش مازنی
۱قهرکننده – کسی که زودقهر کند ۲نوعی غذا که با گوجه سبز تهیه ...
/gharoo/ قهرکننده – کسی که زودقهر کند - نوعی غذا که با گوجه سبز تهیه شود