قرقوبی . [ ق ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به قرقوب .(آنندراج ) (انساب سمعانی ). || (اِ) جامه ای است منسوب به قرقوب که در آنجا بافند : ز قرقوبی به صحراها فروافکنده بالش ها ز بوقلمون به وادیها فروافکنده بسترها.
منوچهری (از آنندراج ).
رجوع به قرقوب شود. قرقوبی . [ ق ُ ](اِخ ) حسن بن علی بن سهلان ، مکنی به...
فرهنگ عمید
نوعی پارچه که در قرقوب بافته می شده: از جام می روشن وز زیروبم مطرب / از دیبهٴ قرقوبی وز نافهٴ تاتاری (منوچهری: ۱۱۵ )، ز قرقوبی به صحراها فروافکنده بالشها / ز بوقلمون به وادی ها فروافکنده بسترها (منوچهری: ۳ ).