قرابت . [ ق َ ب َ ] (ع اِمص ، اِ) خویشی و خویشاوندی . رجوع به قرابة شود.
قرابت. [ ق َ ب َ ] ( ع اِمص ، اِ ) خویشی و خویشاوندی. رجوع به قرابة شود.قرابة. [ق َ ب َ ] ( ع اِمص ، اِ ) نزدیکی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خویشی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج ، قرابات. ( منتهی الارب ): هو ذوقرابتی ؛ او خویش من است. و نگویند هو قرابتی. ( ناظ...
فرهنگ عمید
۱. خویشی، خویشاوندی. ۲. نزدیکی.
فرهنگ معین
(قَ بَ ) [ ع . قرابة ] (اِمص . ) نزدیکی ، خویشی .
دانشنامه آزاد فارسی
(در لغت به معنای خویشاوندی و وابستگی) در مادۀ ۱۰۳۱ قانون مدنی، قرابت به دو دستۀ نَسَبی و سَببی تقسیم شده است. در قرابت نَسَبی رابطۀ خانوادگی از طریق تولد یکی از دیگری یا دو نفر از یک منشأ به وجود می آید، و در قرابت سببی رابطۀ خویشاوندی از طریق ازدواج حاصل می شود. در حقوق اسلام قسم دیگری از قرابت به نام قرابت رضاعی نیز پذیرفته شده است که در آن رابطۀ خویشاوندی بین دو تن در اثر شیرخوردن ایجاد می شود....