کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قدوه | کلماتور
معانی کلمه : قدوه
تلفظ بین المللی :
/q1ˈoduːh/
تلفظ :
[q1'odu:h]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قدوه الحکما
ناصر القدوه
قدوهالحکما
ذو قوه
رُس قهوه ای
ساحل قلوه سنگی
سمر قاوه
سنگ قلوه سنگی
شیر قهوه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
( قدوة )
قدوة. [ ق ُ وَ ] ( ع اِ ) پیشوا. قِدَة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مرجع. مقتدا :
یکی گفتش ای قدوه راستی
بدین بر چرا نیکوئی خواستی.
سعدی.
|| راه مسلوک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قدوة. [ ق ُ وَ ] (ع اِ) پیشوا. قِدَة. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرجع. مقتدا : یکی گفتش ای قدوه ٔ راستی بدین بر چرا نیکوئی خواستی . سعدی .|| ...
فرهنگ عمید
۱. سرمشق، الگو.
۲. کسی که به او اقتدا کنند، شخصی که از او پیروی کنند، پیشوا.
فرهنگ معین
(قُ وِ ) [ ع . قدوة ] (ص . ) پیشوا، مقتدا.
فرهنگ فارسی
پیشوا، آنکه باواقتداکنند، آنکه ازاوپیروی کنند
( صفت ) پیشوا مقتدا .
مترادف و متضاد
قسوه، مدل، نمونه
امام، پیشوا، رهبر، مقتدا
۱. قسوه، مدل، نمونه
۲. امام، پیشوا، رهبر، مقتدا
کلمات مرتبط
قدوه الحکما
ناصر القدوه
قدوهالحکما
ذو قوه
رُس قهوه ای
ساحل قلوه سنگی
سمر قاوه
سنگ قلوه سنگی
شیر قهوه
نظرات