کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قدم-به-میان-گذاشتن | کلماتور
معنی کلمه : قدم به میان گذاشتن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈadam beː mˈiɑn ɡˈozɑʃtˌan/
تلفظ :
[q1'adam be: m'iAn g'ozASt,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
قدم به میان گ
دو قدم مانده به صبح
به قدر یک دیگ
ترک شده به وسیله مالک یا قیم
مربوط به قدیم
وابسته به فرمانداران رم قدیم
وابسته به قدر مطلق
وابسته به قوم یاملتی
وابسته به مردم دوریس یونان قدیم
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
قدم به میان گذاشتن .
[ ق َ دَ ب ِ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) قدم در میان دو کس گذاشتن ؛ کنایه از واسطه شدن برای خیرخواهی طرفین . (آنندراج )
:
خاک پای تو قدم گر نگذارد به میان
که بهم صلح دهد دیده و بینائی را؟
کلیم (از آنندراج ).
کلمات مرتبط
قدم به میان گ
دو قدم مانده به صبح
به قدر یک دیگ
ترک شده به وسیله مالک یا قیم
مربوط به قدیم
وابسته به فرمانداران رم قدیم
وابسته به قدر مطلق
وابسته به قوم یاملتی
وابسته به مردم دوریس یونان قدیم
نظرات