کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قدرقدرت | کلماتور
معانی کلمه : قدرقدرت
تلفظ بین المللی :
/q1ˌadarq1adˈarat/
تلفظ :
[q1,adaRq1ad'aRat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
قدر قدرت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
قدرقدرت. [ ق َ دَ ق ُ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه قدرتش برابر قدرت قضا و قدر است : اعلیحضرت قدرقدرت.
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] قادر و توانا.
۲. آن که قدرتی برابر قضاوقدر دارد.
فرهنگ معین
(قَ دَ . قُ رَ ) [ ازع . ] (ص مر. ) آن که قدرتش برابر قدرت قضا و قدر است . (برای شاهان آورده می شود ).
فرهنگ فارسی
قادروتوانا، آنکه قدرتی برابرقدرت قضاوقدردارد
( صفت ) آنکه قدرتش برابر قضا و قدر است ( برای شاهان آورده می شود ) : اعلی حضرت قدر قدرت .
کلمات مرتبط
قدر قدرت
نظرات