Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قتیل

تلفظ بین المللی : /q1ˈatil/ تلفظ :‌ [q1'atil]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • قتیل الجن
  • قتیل الرعد
  • قتیل باخمرا
  • قتیل لاهوری
  • قتیل العبرات
  • ابراهیم قتیل باخمرا
  • ابو قتیله
  • راجو قتال
  • راجو قتال بخاری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

قتیل . [ ق َ ] (اِخ ) از اعلام است . (منتهی الارب ).

قتیل . [ ق َ ] (ع ص ) کشته . (منتهی الارب ) (آنندراج )(ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل ). مذکر و مؤنث دروی یکسان است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) : سرانگشتان صاحبدل فریبش نه در حنّاکه در خون قتیل است . سعدی .و گر هلاک منت درخور است باکی نیست قتیل عشق شهید است و قاتلش غازی . سعدی .ج ، قَتلی ̍. (منتهی الا...

فرهنگ عمید

مقتول، کشته شده.

فرهنگ معین

(قَ ) [ ع . ] (ص . ) کشته .

فرهنگ فارسی

مقتول، کشته شده
( صفت ) کشته مقتول جمع : قتلی .
از اعلام است

مترادف و متضاد

کشته، مقتول ≠ قاتل


کلمات مرتبط

  • قتیل الجن
  • قتیل الرعد
  • قتیل باخمرا
  • قتیل لاهوری
  • قتیل العبرات
  • ابراهیم قتیل باخمرا
  • ابو قتیله
  • راجو قتال
  • راجو قتال بخاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات