معانی کلمه : قتل ناموسی
فرهنگ فارسی
قتل یکی از بستگان، بهویژه دختران و زنانی که باعث بیآبرویی در خانواده شدهاند
فرهنگستان زبان و ادب
{honour killing} [مطالعات زنان] قتل یکی از بستگان، به ویژه دختران و زنانی که باعث بی آبرویی در خانواده شده اند

قتل یکی از بستگان، بهویژه دختران و زنانی که باعث بیآبرویی در خانواده شدهاند