قباد. [ ق ُ ] (اِخ ) نام معزالدین پادشاه دهلی است . (غیاث اللغات ).
قباد. [ ق ُ ] (اِ) غُباد. یک قسم ماهی خوراکی است که در خلیج فارس صید میشود.
قباد. [ ق ُ ] (اِ) نام بوته ای باشد خاردار که شتر آن را برغبت خورد و ازآن صمغی سفید حاصل میشود. (برهان ) (ناظم الاطباء).
(تلفظ: qobād) قباد به معنی محبوب ، شاه محبوب ، سرور گرامی ؛ (در اعلام) نام دو تن از شاهنشاهان ساسانی، ← کیقباد .