کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قباحت | کلماتور
معانی کلمه : قباحت
تلفظ بین المللی :
/q1ebˈɑhat/
تلفظ :
[q1eb'Ahat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
قباحت داشتن
بی قباحت
قوانین انتشار قباحت
ونوس کوپید قباحت و زمان
قباح
قباحی
قبات
قباتر
قباتی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
قباحت. [ ق َ ح َ ] ( ع اِمص ) قُباح.قبح. زشتی. زشت شدن. || دنائت. سماجت. شناعت. بدی. فساد. بدکاری. ( ناظم الاطباء ) : هرچ آن قبیح تر بکند یار خوبروی داند که چشم دوست نبیند قباحتش.سعدی. || بدشکلی و بدترکیبی. || فضیحت و رسوایی. || حقارت. دونی. ناراستی. دغابازی. حیله بازی. || ناشایستگی. || خیانت. || شرم و حیاء. || تکلف. || گناه. تقصیر. عیب. ( ناظم الاطباء ).- قباحت داشتن . رجوع به همین ترکیب شود.- بی...
فرهنگ عمید
۱. زشتی در قول، فعل، یا صورت.
۲. رسوایی، فضاحت.
فرهنگ معین
(قَ حَ ) [ ع . قباحة ] (مص ل . ) زشتی ، زشت شدن .
فرهنگ فارسی
زشت شدن ، زشتی، زشتی درقول یافعل یاصورت
۱ - ( مصدر ) زشت شدن ۲ - ( اسم ) زشتی بدشکلی بدترکیبی ۳ - بدکاری بدی فاسد ۴ - فضیحت : رسوایی .
مترادف و متضاد
obscenity
(اسم)
زشتی، سخن زشت، فحاشی، وقاحت، قباحت
folly
(اسم)
حماقت، نادانی، بی خردی، ابلهی، نابخردی، قباحت
واژه نامه بختیاریکا
قَوحت
کلمات مرتبط
قباحت داشتن
بی قباحت
قوانین انتشار قباحت
ونوس کوپید قباحت و زمان
قباح
قباحی
قبات
قباتر
قباتی
نظرات