کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قاپیدن | کلماتور
معانی کلمه : قاپیدن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑpidˌan/
تلفظ :
[q1'Apid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
به سرعت قاپیدن
بزور قاپیدن و غصب کردن
قاپیدگی
قاپیده
قُلُپیدن
قاپنیدن
قاتیدن
قرپیدن
علی قاپی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
قاپیدن. [ دَ ] ( مص ) قاپ زدن.ربودن. ربودن به جلدی و چابکی. گرفتن چنانکه سگ پای درویش را، چنانکه لقمه و دیگر چیز را از دست کسی.
فرهنگ عمید
ربودن به جلدی و چابکی، قاپ زدن، ربودن.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م . ) نک قاپ زدن ، ربودن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ربودن بجلدی و چابکی : سگ استخوان را از دست او قاپید .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
بهچنگآوردن، چنگزدن، ربودن، قاپزدن
snatch (فعل)ربودن، بردن، گرفتن، قاپیدنgrab (فعل)ربودن، توقیف کردن، گرفتن، چنگ زدن، قاپیدن، تصرف کردنsnap (فعل)سرزنش کردن، گاز گرفتن، قاپیدن، گسیختن، چفت کردن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیشدار گفتنswoop (فعل)از بین بردن، قاپیدن، چپاول کردن، بسرعت پایین امدنgrasp (فعل)فهمیدن، چنگ زدن، قاپیدن، بچنگ آوردن، فراچنگ کردن، گیر اوردنseize (فعل)درک کردن، توقیف کردن،...
واژه نامه بختیاریکا
درقونیدِن؛ قَونیدِن گَچُر کردن؛ گَر وا کن؛ قَپِ دِرکردِن؛ قَپِ ریت کردِن؛ وردار ورمال؛ فینگِنیدِن؛ قپل قَپُو
کلمات مرتبط
به سرعت قاپیدن
بزور قاپیدن و غصب کردن
قاپیدگی
قاپیده
قُلُپیدن
قاپنیدن
قاتیدن
قرپیدن
علی قاپی
نظرات