قامت . [ م َ ] (اِخ ) کوهی است به نجد. (منتهی الارب ) (معجم البلدان ج 7 ص 19).
۱. قد؛ بلندی تنۀ آدمی.
۲. اندام.
اذان خفیف و کلماتی که در آغاز نماز میگویند؛ اقامه.
〈 قامت بستن (زدن، گفتن): (مصدر لازم) به نماز ایستادن؛ قد قامتالصلوة گفتن.
〈 قامت کردن: (مصدر لازم) = 〈 قامت بستن: ◻︎ بر در مسجد گذاری کن که پیش قامتت / در نماز آیند آنهایی که قامت میکنند (اوحدی: ۲۰۹).
(مَ) [ ع . قامة ] (اِ.) قد، اندام ، تنة آدمی . ج . قامات .
( ~ .) [ ازع . قامة ] (اِ.) اذان خفیف که پس از اذان گویند.
اندام، بالا، تنه، قد، هیکل