قاق . (اِ) گفته اند معرب کاک بمعنی کعک است . (فهرست مخزن الادویه ).
قاق . (ع اِ) طائری است طویل العنق . (فهرست مخزن الادویه ). پرنده ای است گردن دراز که در آب زندگی کند. (از نشوءاللغة ص 48).
(اِ.) برکة بزرگ .
[ تر. ] 1 - (اِ.) گوشت خشک کرده که آن را بریان کرده خورند، قدید. 2 - میوة خشک که هستة آن را درآورده بخشکانند. 3 - (ص .) خشک . 4 - اسبی که در مسابقه عقب می ماند.
(عشایر) نان خشک.
۱کودن ۲خیره به چیزی نگاه کردن ۳شق و رق ۴گرفتگی موضعی اندام ...
برشته ( برای نان )
قدید
بازنده
بیبهره، بینصیب، محروم
۱. بیبهره، بینصیب، محروم
۲. قدید
۳. کلاغ
۴. بازنده