معانی کلمه : قارونی
لغت نامه دهخدا
قارونی . (ص نسبی ) نسبت است به قارون .
- گنج قارونی ؛ گنج قارون : که این موهبت از خداوند ما را به از گنج قارونی و شایگانی است . (سندبادنامه ص 231).
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به قارون .

قارونی . (ص نسبی ) نسبت است به قارون .
- گنج قارونی ؛ گنج قارون : که این موهبت از خداوند ما را به از گنج قارونی و شایگانی است . (سندبادنامه ص 231).