کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قابلگی | کلماتور
معانی کلمه : قابلگی
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑbelˌeɡi/
تلفظ :
[q1'Abel,egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
انبر قابلگی
قابلی
قابلیت
قابلیت احتراق
قابلیت ارتجاع
قابلیت اطمینان
قابلیت اعتماد
قابلیت امتداد
قابلیت انبساط
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
قابلگی. [ ب ِ ل َ / ل ِ ] ( حامص ) مامائی. ماماگی. مامنافی. ( ناظم الاطباء ). عمل ماما. فن قابله. شغل قابله.
فرهنگ فارسی
عمل و شغل قابله مامایی .
مترادف و متضاد
دایگی، مامایی
midwife
(اسم)
ماما، قابله، قابلگی
midwifery
(اسم)
قابلگی، مامایی
کلمات مرتبط
انبر قابلگی
قابلی
قابلیت
قابلیت احتراق
قابلیت ارتجاع
قابلیت اطمینان
قابلیت اعتماد
قابلیت امتداد
قابلیت انبساط
نظرات