Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قابل یا قابلی نداشتن

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑbel jɑː q1ˈɑbelˌi nˈadˈɑʃtan/ تلفظ :‌ [q1'Abel jA: q1'Abel,i n'ad'AStan]
اصطلاحات
  • قابلیت داشتن
  • قابل ارزیابی یا تقویم
  • قابل بدهی یا پرداخت
  • قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
  • قابل تعیین یا تخصیص
  • قابل تورم یا باد کردن
  • قابل سنجش یا تعیین
  • قابل شرح یا اثبات
  • قابل عبور یا پل زدن
اصطلاحات

اصطلاحات

معنی اصطلاح -> قابل / قابلی نداشتن
شایسته / درخور کسی نبودن ( تعارفی احترام آمیز در پاسخ تعریف کسی از چیزی یا تشکر از پذیرایی و مانند آن )
مثال:
مستر جونز گفت "قالیچه ی بسیار زیبایی است"، آقاجون هم به عادت همیشگی در جوابش گفت "قابلی نداره". مستر جونز هم باورش شد که آقاجون قالیچه رو بهش بخشیده و آخر شب می خواست اونو برداره و با خودش ببره.

کلمات مرتبط

  • قابلیت داشتن
  • قابل ارزیابی یا تقویم
  • قابل بدهی یا پرداخت
  • قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
  • قابل تعیین یا تخصیص
  • قابل تورم یا باد کردن
  • قابل سنجش یا تعیین
  • قابل شرح یا اثبات
  • قابل عبور یا پل زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات