کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قابل تحمیل
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑbel tˈahmil/
تلفظ :
[q1'Abel t'ahmil]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قابل تحلیل
ادم مزاحم و غیر قابل تحمل
غیر قابل تحمل
قابل تجزیه و تحلیل
قابل تحلیل در بدن
قابل تحمل
انسان غیر قابل تحمل
قابل تامل
قابل
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
leviable
(صفت)
وضع مالیات، بستنی، وضع کردنی، قابل تحمیل، مالیات بستنی
کلمات مرتبط
قابل تحلیل
ادم مزاحم و غیر قابل تحمل
غیر قابل تحمل
قابل تجزیه و تحلیل
قابل تحلیل در بدن
قابل تحمل
انسان غیر قابل تحمل
قابل تامل
قابل
نظرات