کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فیوزدارکردن | کلماتور
معنی کلمه : فیوزدارکردن
تلفظ بین المللی :
/fˌijuzdɑrkˈardan/
تلفظ :
[f,ijuzdARk'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
fuse
(فعل)
امیختن، مخلوط کردن، گداختن، ترکیب کردن یا شدن، فتیله گذاشتن در، فیوزدارکردن، ذوب شدن
fuze
(فعل)
امیختن، مخلوط کردن، گداختن، ترکیب کردن یا شدن، فتیله گذاشتن در، فیوزدارکردن، ذوب شدن
نظرات