Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فیلپا

تلفظ بین المللی : /filpˈɑ/ تلفظ :‌ [filp'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • فیلپاتس ایدن
  • فیلپای
  • امبروزین فیلپاتز
  • جین فیلپات
  • انجمن فیلارمونیک
  • سازگان فیلارمونیک
  • فیلا
  • فیلادلف
  • فیلادلفیا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

فیلپا. ( اِ مرکب ) پیلپا. ( فرهنگ فارسی معین ). پای فیل. پای پیل. || ( ص مرکب ) آنکه پایش چون پای پیل بوده. پیلپای. رجوع به پیلپای شود. || ( اِ مرکب ) نوعی سلاح که بشکل پای پیل میساختند و بومیان افریقا چون گرز به کار میبرند. ( فرهنگ فارسی معین : پیلپا ). || نوعی قدح که بزرگتر از ساغر معمولی است : شرابی چند فیلپا ( پیلپا ) بخوریم. ( تاریخ بیهقی ). || فیلفاء معرب آن ، و ستونی است که پایه اصلی سقف بر...

فرهنگ عمید

پیلپا#NAME?

= پیلپا

کلمات مرتبط

  • فیلپاتس ایدن
  • فیلپای
  • امبروزین فیلپاتز
  • جین فیلپات
  • انجمن فیلارمونیک
  • سازگان فیلارمونیک
  • فیلا
  • فیلادلف
  • فیلادلفیا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات