فیروزج. [ زَ ] ( معرب ، اِ ) معرب پیروزگ. پیروزه.فیروزه. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فیروزه شود.
فرهنگ عمید
فیروزه#NAME?
= فیروزه
فرهنگ فارسی
معرب فیروزهپیروزه:یکی ازسنگهای قیمتی برنگ آبی آسمانی که ازمعدن استخراج میشود، بیشترنگین انگشترمیکنند( اسم ) ۱ - یکی از احجار آذرین که ترکیب آن عبارت از فسفات ئیدراته آلومینیوم طبیعی است . وزن مخصوص بین ۲ / ۶۲ تا ۲ /۸۳ است و سختیش برابر شیشه یعنی مساوی با ۶ می باشد . فیروزه به مناسبت رنگ آبی درخشانی که دارد بزودی در بین احجار کریمه شناخته می شود . همیشه بی شکل است . و در حالت طبیعی در آن رگه های قه...