Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فی

تلفظ بین المللی : /fˈi/ تلفظ :‌ [f'i]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامی
  • فی الجمله
  • فی الحال
  • فی الحقیقه
  • فی الفور
  • فی الواقع
  • فی زدن
  • فی سبیل الله
  • فی له تر
  • فی ما بعد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

فی . (یونانی ، حرف ، اِ) نام حرف بیست ویکم از حروف یونانی . (یادداشت مؤلف ).

فی . (از ع ، حرف اضافه ) به معنی «ضرب در»: صد ذرع زمین فی پانزده قران ، هزاروپانصد قران ، یعنی صد ذرع ضرب در پانزده قران . (ناظم الاطباء). ده من نان ، فی دو قران ، دو تومان . (یادداشت مؤلف ).- فی زدن ؛ تعیین قیمت کردن . (یادداشت مؤلف )....

فرهنگ عمید

قیمت؛ بها.

۱. سایه.
۲. آنچه از دشمن بدون جنگ و از طریق تسلیم، مصالحه، یا عقد پیمان گرفته شود، اعم از زمین یا اموال.

۱. سایه.
۲. آنچه از دشمن بدون جنگ و از طریق تسلیم، مصالحه، یا عقد پیمان گرفته شود، اعم از زمین یا اموال.
قیمت، بها.

فرهنگ معین

(اِ.) نرخ ، قیمت بازاری .

[ ع . ] (حر اض .) ظرف زمان و مکان به معنی در، اندر.

(فَ یْ) [ ع . فی ء ] (اِ.) 1 - سایه . 2 - غنیمت . 3 - دسته ای از پرندگان .

(فَ یْ ) [ ع . فی ء ] (اِ. ) ۱ - سایه . ۲ - غنیمت . ۳ - دسته ای از پرندگان .
[ ع . ] (حر اض . ) ظرف زمان و مکان به معنی در، اندر.
(اِ. ) نرخ ، قیمت بازاری .

فرهنگ فارسی

ظرف مکان وظرف زمان به معنی در، درون۱ - همه چیزهایی که از دشمن گرفته شود ۲ - همه چیزهایی که می توان بدون جنگ از کفار گرفت یعنی فقط به چیزهایی اطلاق می شود که می توان به مسالمت گرفت و از غنیمت جدا کرد . فئ اعم است از زمینی که سکنه آن به موجب عهدنامه ای تسلیم شده ند . چنین سرزمینی بخدا و رسول او تعلق دارد . بنا گفته بسیاری از فقها خمس فئ به پنج قسمت متساوی تقسیم می گردید و مانند خمسی که از غنیمت کسر ...

دانشنامه عمومی

فی (بزرگ Φ، کوچک φ یا ϕ), بیست و یکمین حرف الفبای یونانی است. در یونانی مدرن تلفظ ف دارد، اما در یونانی قدیم تلفظ ، داشت. حرف همردیف آن در سیرلیک اف است.به عنوان نماد مجموعه تهی یا خالی در علم ریاضیات به کار می رود.نسبت طلایی 1.618... در ریاضیات، هنر و معماری.تابع totient اویلر φ(n) که تابع فی اویلر هم گفته می شود.به عنوان نماد زاویه بعد از حرف تتا به کار می رود,حالت کوچک آن φ {\displaystyl...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی فِی: درمعنی سُقِطَ فِی أَیْدِیهِمْ: به شدت پشیمان شدند (در واقع یک اصطلاح است. بلا در دستهایشان قرار گرفت ، یعنی طوری بلا بر ایشان مسلط شد که گویی دستهایشان در آن بود ، و این تعبیر را غالبا در باره نادمینی که به آثار سوء عمل گذشتهشان مبتلا شدهاند و این ابتلاء را پیشبینی نمیکردند بکار ب...معنی رَهْبَةً فِی صُدُ: خوف و ترسمعنی ضَرَبْتُمْ فِی ﭐلْأَرْضِ: سفرکردید (بر زمین گام زدید)م...

کلمات مرتبط

  • فی الجمله
  • فی الحال
  • فی الحقیقه
  • فی الفور
  • فی الواقع
  • فی زدن
  • فی سبیل الله
  • فی له تر
  • فی ما بعد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات