Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فژولیدن

تلفظ بین المللی : /fˌoʒuːlˈidan/ تلفظ :‌ [f,oZu:l'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • فژولیده
  • ژولیدن
  • طرح فروچیدن
  • فاتولیدن
  • فروزیدن
  • فروشیدن
  • فروهلیدن
  • فروچیدن
  • فولیون
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

فژولیدن . [ ف ِ دَ ] (مص ) پژمرده کردن . || پژمرده شدن . || پریشان گردیدن و درهم شدن . (برهان ). رجوع به بشولیدن و پژولیدن شود.

فژولیدن . [ ف ُ دَ ] (مص ) تقاضا کردن . || برانگیختن به جنگ و کارهای دیگر باشد. || راندن و دور کردن . || دور کردن و تکانیدن گرد و خاک از دامن . (برهان ).

فژولیدن. [ ف ِ دَ ] ( مص ) پژمرده ...

فرهنگ معین

(فِ دَ) (مص ل .) پژولیدن ، پریشان شدن ، پژمرده شده .

(فَ دَ) (مص م .) افژولیدن ، پریشان ساختن ، پراکنده کردن .

(فَ دَ ) (مص م . ) افژولیدن ، پریشان ساختن ، پراکنده کردن .
(فِ دَ ) (مص ل . ) پژولیدن ، پریشان شدن ، پژمرده شده .

کلمات مرتبط

  • فژولیده
  • ژولیدن
  • طرح فروچیدن
  • فاتولیدن
  • فروزیدن
  • فروشیدن
  • فروهلیدن
  • فروچیدن
  • فولیون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات