Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فوگان

تلفظ بین المللی : /fuːɡˈɑn/ تلفظ :‌ [fu:g'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • شهرستان فوگانگ
  • فوران
  • فوران آتشفشانی
  • فوران شکافه ای
  • فوران مرکزی
  • فوران پرتوگاما
  • فورانگر پرتوگاما
  • فورانی
  • فوقان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فوگان. ( اِ ) فقاع معرب آن است. ( فرهنگ فارسی معین ). فقاع. ( اسدی ). چیزی است مست کننده که از آرد جو و غیر آن سازند، و بوزه همانست. ( از برهان ).
- سر گشادن فوگان ؛ پراگندن قطرات با فشار به اطراف همچون پراگندن قطرات فقاع. ( فرهنگ فارسی معین ) :
می بارد از دهانْت خدو ایدون
گوئی که سر گشادند فوگان را.
لبیبی.

فرهنگ عمید

فقاع#NAME?

= فقاع

فرهنگ معین

(فُ ) (اِ. ) نک فقاع .

فرهنگ فارسی

( اسم ) فقاع . یا سر گشادن فوگان . پراکندن قطرات با فشار باطراف همچون پراکندن قطرات فقاع : می بارد از دهانت خذوایدون گویی که سر گشادند فوگان را .

مترادف و متضاد

آبجو، فقاع


کلمات مرتبط

  • شهرستان فوگانگ
  • فوران
  • فوران آتشفشانی
  • فوران شکافه ای
  • فوران مرکزی
  • فوران پرتوگاما
  • فورانگر پرتوگاما
  • فورانی
  • فوقان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات