فهم . [ ف َ هَِ ] (ع ص ) مرد زودفهم و دانا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
فهمیده#NAME?
۱. دریافتن؛ درک کردن؛ دانستن.
۲. (اسم) علم؛ دانش.
۳. (اسم) قوۀ ادراک چیزی.
۴. (بن مضارعِ فهمیدن) = فهمیدن
ادراک، استنباط، اندریافت، درک، دریافت، دریافت، شعور، مشعر، هوش
دانای