کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فنصوری | کلماتور
معانی کلمه : فنصوری
تلفظ بین المللی :
/fansˈuːri/
تلفظ :
[fans'u:Ri]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حمزه فنصوری
ره نگاشت فنّاوری
زیست فنّاوری
زیست فنّاوری آبی
زیست فنّاوری زیست محیطی
زیست فنّاوری سبز
زیست فنّاوری سفید
زیست فنّاوری صنعتی
زیست فنّاوری قرمز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فنصوری. [ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فنصور. || نوعی کافور که از فنصور آرند وپست تر از ریاحی و بهتر از مولی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
منسوب به فنصور . یا نوعی کافور که از فنصور آرند و پست تر از ریاحی و بهتر از مولی .
کلمات مرتبط
حمزه فنصوری
ره نگاشت فنّاوری
زیست فنّاوری
زیست فنّاوری آبی
زیست فنّاوری زیست محیطی
زیست فنّاوری سبز
زیست فنّاوری سفید
زیست فنّاوری صنعتی
زیست فنّاوری قرمز
نظرات