کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فنس | کلماتور
معانی کلمه : فنس
تلفظ بین المللی :
/fˈans/
تلفظ :
[f'ans]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
فنس لیک نیومکزیکو
آلفنس
الفنس
خنس و فنس
فرودگاه سنت الفنس لک کلوتیر واتر
هیگه فنس ایفل ناتوره پارک
سان فنسنت کالدرس
الفنسیه
فنسجان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
فنس. [ ف َ ن َ ] ( ع اِ ) نیاز و حاجت که به خاک نشاند و خوار و هلاک سازد. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
سازه ای برای ایجاد حصار.
فرهنگ فارسی
نیاز و حاجت که به خاک نشاند و خوار و هلاک سازد .
واژه نامه بختیاریکا
سیف
کلمات مرتبط
فنس لیک نیومکزیکو
آلفنس
الفنس
خنس و فنس
فرودگاه سنت الفنس لک کلوتیر واتر
هیگه فنس ایفل ناتوره پارک
سان فنسنت کالدرس
الفنسیه
فنسجان
نظرات