= کاروانسرا: ◻︎ در فُندُق نو بُوَد دکانش / صد گوزِ دو مغز در دهانش (خاقانی۱: ۲۳۹).
(فُ دُ) [ ع . ] (اِ.) کاروانسرا؛ ج . فنادق .
(فَ یا فُ دُ) (اِ.) درختی است از تیرة پیاله داران ، دارای برگ های پهن و دندانه دار، دانة آن کوچک و گرد با پوست سخت و مغز آن خوش طعم است .
سردهای از فندقیان درختچهای خزاندار به بلندی سه تا هشت متر، با میوههای فندقی که در دستههای یک تا پنجتایی قرار دارند
تکیه ای: fandoq
طاری: fandoq
طامه ای: fandoq
طرقی: fendöq
کشه ای: fandoq
نطنزی: fandoq