فناروز. [ ف َ ] ( اِخ ) نام جایی و محلی است از سمرقند که شراب آنجا نیکو میشود. ( برهان ). مؤلف انجمن آرا این نام را تصحیف «فیاروز» میداند : باز تویی رنج باش و جان تو خرم با نی و با رود و با نبیذ فناروز.
رودکی.
رجوع به فیاروز شود.
فرهنگ فارسی
محلی بود درسمرقند که شراب آن معروف بود [ باز تو بی رنج باش و جان توخرم با نی و با رود و با نبید فنا روز.] توضیح اسدی این کلمه را در ردیف لغات مختوم به [ ز ] آورده است و باحتمال قوی نالوالفوارس مترجم سندبادنامه بفارسی بامر نوح بن منصور منسوب بهمین فناروز است چه دریک نسخه ماخذ چاپ احمد آتش از سند بادنامه ظهیری [ فناروزی ] و در نسخه دیگر [ فیاروزی ] و بالاخره در نسخه ای دیگر [ فناوندی ] آمده و ناشر ک...