Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فلیک

تلفظ بین المللی : /fˈalik/ تلفظ :‌ [f'alik]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • فلیک دم
  • فلیک دماسن
  • جف فلیک
  • گلد فلیک
  • هانس دیتر فلیک
  • شارل فلیکس
  • بلوخ فلیکس
  • تاویر فلیکس
  • تسیران فرانسوا فلیکس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

فلیک. [ ف َ ] ( اِ ) تیر دوشاخ بود. ( یادداشت مؤلف ): فلنگ. بیلک :
فلیکش بیشه بر شیران قفس کرد
کمندش دشت بر گوران خباگاه.
دقیقی.
به کوه برشد و اندر نهاله گه بنشست
فلیک پیش و به زه کرده نیم چرخ نهنگ.
فرخی.

فرهنگ فارسی

تیز دو شاخ بود فلنگ

گویش مازنی

آب دهان

/felik/ آب دهان

کلمات مرتبط

  • فلیک دم
  • فلیک دماسن
  • جف فلیک
  • گلد فلیک
  • هانس دیتر فلیک
  • شارل فلیکس
  • بلوخ فلیکس
  • تاویر فلیکس
  • تسیران فرانسوا فلیکس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات