Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فلامک

تلفظ بین المللی : /falˈɑmak/ تلفظ :‌ [fal'Amak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • فلامک جنیدی
  • محمدمنصور فلامکی
  • فلاسک
  • فلام
  • فلامان
  • فلاک
  • فلاکت
  • فلاکت بار
  • پرسیوس فلاکوس اولوس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

فلامک. [ ف َ م َ ] ( اِ ) قسمی الماس کم قیمت. ( یادداشت مؤلف ). محرف فلمنک. ( فرهنگ فارسی معین ). اصلاً به معنی هلندی و منسوب به هلند است. رجوع به فلمنک شود.

فرهنگ عمید

نوعی الماس ارزان و سرخ رنگ با تراش یک سطحی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) فلمنک : الماس فلامک .

فرهنگ اسم ها

اسم: فلامک (دختر) (لاتین، هلندی) (تلفظ: falamak) (فارسی: فلامک) (انگلیسی: falamak)
معنی: الماس صورتی رنگ، نوعی الماس

کلمات مرتبط

  • فلامک جنیدی
  • محمدمنصور فلامکی
  • فلاسک
  • فلام
  • فلامان
  • فلاک
  • فلاکت
  • فلاکت بار
  • پرسیوس فلاکوس اولوس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات