فقیه. [ ف َ ] ( ع ص ) دانا. ( منتهی الارب ). دانشمند. ( غیاث ) ( از اقرب الموارد ). || دریابنده. رجوع به فَقِه شود. || فحل فقیه ؛ گشن ماهر و زیرک در گشنی کردن. ( منتهی الارب ). || دانای علم دین. ج ، فقهاء. ( منتهی الارب ) ( غیاث ). عالم علم فقه. ( از اقرب الموارد ) : عجب است از روزگار که میان خواجه احمد و آن فقیه همیشه بد بود. ( تاریخ بیهقی ). بخط بوحنیفه چند کتاب دیده بود. ( تاریخ بیهقی ). من در ...
فرهنگ عمید
عالِم به احکام شرع، متخصص در علم فقه.
فرهنگ معین
(فَ ) [ ع . ] (ص . ) عالم به احکام شرع .
فرهنگ فارسی
دانا، دانشمند، عالم به احکام شرع، متخصص درعلم فقه ۱ - دانا عالم ۲ - آنکه باحکام شرع عالم است دانشمند جمع : فقها (ئ ) .
دانشنامه عمومی
فقیه از واژه "فقه" مشتق شده است. و فقه در لغت، به معنای دانستن و فهمیدن، است. اما فقیه در اصطلاح علوم اسلامی، به معنای مجتهد و متخصص در علم فقه به کار رفته است. بنا براین، فقیه به کسی می گویند که قادر به استنباط احکام شرعی فرعی از منابع فقه اسلامی که عبارتند از قرآن، سنت، اجماع و عقل باشد.فقهاصول فقهقواعد فقهیهعلم حدیثعلم رجالعلم درایهدستور زبان عربیمنطقتفسیر آیات الاحکام در قرآنفقه اللغةدر متن ها...
مترادف و متضاد
دانشمند، شریعتمدار، عالم، مجتهد، مرجع
lawyer(اسم)
مدافع، فقیه، قانون دان، حقوق دان، مشاور حقوقی، شارع، وکیل دادگستری
jurisconsult(اسم)
فقیه، قانون دان، حقوق دان، مشاور حقوقی، مشاور قضایی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] فقیه به معنای دارنده ملکه استنباط حکم فرعی شرعی از منابع معتبر می باشد.فقه در لغت به معنای فهم، فطانت و درک عمیق و دقیق آمده است و اساس و ریشه آن به گشودن و شکافتن باز می گردد و فقیه به کسی اطلاق می شود که دارای فهم عمیق و دقیق است، احکام را می کاود و گره ها و معضلات آن را می گشاید و حل می کند.در کلمات متأخران، واژه مجتهد نیز به معنای فقیه به کار رفته است.از نگاه قرآن و روایاتواژه فقه و...