فعالیت. [ ف َع ْ عا لی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) کوشش. ( فرهنگ فارسی معین ). - فعالیت به خرج دادن ؛ کوشیدن. کوشش کردن. ( ازفرهنگ فارسی معین ). - فعالیت داشتن ؛ کوشش کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). - فعالیت کردن ؛ کوشیدن.
فرهنگ عمید
۱. کاروکوشش بسیار، پرکاری. ۲. عمل به کار
فرهنگ معین
(فَ یَّ ) [ ازع . ] (مص جع . ) کوشش .
دانشنامه آزاد فارسی
فعّالیّت (activity)در فیزیک، تعداد ذرات گسیل شده در هر ثانیه، از یک منبع پرتوزا. این اصطلاح به منظور توضیح میزان پرتوزایی یا خطر بالقوۀ آن منبع به کار می رود. یکای فعالیت بکرل (Bq) است که از نام هانری بکرل، فیزیک دان فرانسوی، گرفته شده است.wikijoo: فعالیت...
فرهنگ فارسی
← آهنگ پرتوزایی
( مصدر ) کوشش : فعالیتهای پارلمانی یا فعالیت به خرج دادن . کوشش کردن .
دانشنامه عمومی
فعالیت (انگلیسی: Thermodynamic activity) در ترمودینامیک شیمیایی به غلظت مؤثر گونه های شیمیایی موجود در یک مخلوط گفته می شود؛ بدین معنی که پتانسیل شیمیایی گونه ها وابسته به فعالیت یک محلول حقیقی است که خودش به غلظت یک محلول ایده آل بستگی دارد. فعالیت یک کمیت بدون بعد در نظر گرفته می شود، اگرچه مقدار آن به حالت استاندارد ترمودینامیکی گونه ها وابسته است. فعالیت یک ماده خالص در فازهای چگال (جامد و مای...