فضلة. [ ف ِ ل َ ] (ع اِ) هیئت مفضله . (منتهی الارب ). هیئت بادروزه پوشی . || نوع تفضل . (ناظم الاطباء). نوعی از فَضَل . یکبار فضل . (از اقرب الموارد) (فرهنگ فارسی معین ).
چرک، شوخ
جعل، سرگین، مدفوع
بازمانده، بقیه، پسمانده
۱. جعل، سرگین، مدفوع
۲. چرک، شوخ
۳. بازمانده، بقیه، پسمانده