فشفشة. [ ف َ ف َ ش َ ] (ع مص ) سست گردیدن عقل کسی . (منتهی الارب ). ضعیف شدن رأی . (از اقرب الموارد). || از حد درگذشتن در دروغ . (منتهی الارب ). || پاشیدن کمیز را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به فشفشه ، به کسر اول و سوم و فش فش شود.
فشفشه . [ ف ِ ف ِ ش َ/ ش ِ ] (اِ) لوله ٔ دراز و باریک از کاغذ یا مقوا که داخل آن باروت ریزند و آن را آتش زنند و ا...
فرهنگ عمید
۱. نوعی اسباب بازی که از یک لولۀ باریک محتوی باروت تشکیل شده و هنگام سوختن به هوا می رود و نورافشانی می کند. ۲. هر آلت یا دستگاهی که دارای مواد محترقه باشد و پس از احتراق به هوا برود.
فرهنگ معین
(فِ فِ ش ) (اِ. ) ابزاری که در داخل آن مواد محترقه تعبیه شده و پس از احتراق به هوا رود.
فرهنگ فارسی
۱ - لوله ای دراز و باریک از کاغذ مقوا که در داخل آن باروت ریزند و آن را برای آتش بازی آتش زنند و از آن آوایی بر آید . ۲ - آلتی که در داخل آن مواد محترقه تعبیه شده و پس از احتراق به هوا رود . سست گردیدن عقل کسی . یا ضعیف شدن رای .
دانشنامه عمومی
فشفشه یکی از ابزارهای آتش بازی است که به خصوص در مراسم چهارشنبه سوری و میهمانی های تولد و جشن های کوچک تر به کار می رود.عملکرد فشفشه این است که هنگام سوختن و پرتاب کردن جرقه از خود، نوری زیبا می پراکنَد و صدای فش فش مانند می دهد که بر این اساس نام گذاری شده است.مواد آتش زای به کاررفته، نیترات باریم، پودر آهن، پودر منیزیم و چسب آن دکسترین می باشد که دور سیم مفتول آهن، مانند الکترودِ جوش چسبیده شده ...
مترادف و متضاد
rocket (اسم)موشک، پرتابه، فشفشه، راکت، موشک یا پرتابهفضا پیماsquib (اسم)کنایه، اتش بازی، فشفشه، دارای صدای فش فشfirecracker (اسم)ترقه، فشفشهspitdevil (اسم)فشفشه...