فشارش. [ ف ِ رِ ]( اِمص ) فشار دادن. ( فرهنگ فارسی معین ) : بزر سفره پشت از فشارش امعاء بسیم کان میان ران ز جنبش اعصاب.
خاقانی.
فرهنگ معین
(فِ رِ ) (اِمص . ) فشار دادن .
فرهنگ فارسی
( اسم ) فشار دادن .
دانشنامه عمومی
فشارش (زمین شناسی). فشارش یا فشردگی (انگلیسی: Compression) در زمین شناسی به مجوعه ای از تنش گفته می شود که با جهت همگرا به سمت مرکز سنگ وارد می آید. مقاومت فشاری عبارت است از بیشینه تنش فشاری که می تواند به یک ماده پیش از شکستن آن وارد شود. هنگامی که بیشینه تنش فشاری در جهت افقی وارد می شود، پدیده راندگی می تواند است روی دهد که نتیجه آن کوتاه و ضخیم شدن آن بخش از پوسته زمین است. اگر بیشینه تنش ف...