فشارخون. [ ف ِ رِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ( اصطلاح پزشکی ) عبارت از نیرویی است که در موقع انقباض و انبساط قلب از طرف خون بر جدار شریانها وارد می شود. حالت اولی را فشار ماکزیما و حالت دومی را فشار می نیما گویند: فشار خون شریانی. ( از فرهنگ فارسی معین ).- فشار خون سنج ؛ اسبابی که بوسیله آن فشار ماکزیما و می نیمای خون را در شریانها اندازه می گیرند. اسباب اندازه گیری فشار خون. ( فرهنگ فارسی معین )...
فرهنگ عمید
۱. فشاری که خون به جدارۀ سرخرگ ها وارد می کند. ۲. [عامیانه] بیماری ناشی از زیاد بودن این فشار بر جدارۀ رگ ها.
دانشنامه آزاد فارسی
فشار خون (blood pressure)فشار یا تنشی که خون براثر عمل تلمبه ای قلب به دیوارۀ داخلی رگ ها، مخصوصاً سرخ رگ ها، وارد می کند. فشار خونِ بالاتر از حد طبیعی (پرفشاری خون) معلول شرایط گوناگونی است و گاهی نیز علت مشخصی ندارد. پایین بودن غیرطبیعی فشارخون (اُفت فشار خون) در هنگام شوک یا به دنبال ازدست رفتن حجم زیادی از مایعات بدن یا خون، به هر علت، مشاهده می شود. در پستانداران، بطن چپ خون را به درون سرخرگ ...
فرهنگ فارسی
عبارت از نیرویی است که در موقع انقباض و انبساط قلب از طرف خون بر جدار شریانها وارد می شود .
دانشنامه عمومی
فشار خون (به انگلیسی: Blood pressure) به مقدار فشاری گفته می شود که توسط خون در جریان، به دیوارهٔ رگ ها وارد می آید و یکی از علائم حیاتی است. فشار یک مفهوم فیزیکی است، مقصود از فشار اشاره به «قدرت» یک مایع متحرک است. فشار خون در نواحی نزدیک قلب، بیشتر و نسبت فاصله گرفتن از قلب کم تر می شود.سنجنسوراثتچاقی و اضافه وزنرژیم غذاییدیابتکم تحرکیعوامل اجتماعی و روانیدخانیاتالکلفشار خون با جریان یافتن به ش...