فسائیدن. [ ف َ دَ ] ( مص ) فساییدن. رجوع به فساییدن شود.
فساییدن. [ ف َ دَ ] ( مص ) فسونگری کردن. ( انجمن آرا ). افسون کردن و رام نمودن. ( برهان ). || مالیدن و رام کردن. ( انجمن آرا ). افساییدن. در این معنی مصحف فسانیدن و مشتق از فسان به معنی حجرالمسن است.