کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فریب-دادن | کلماتور
معانی کلمه : فریب دادن
تلفظ بین المللی :
/fˈarib dˈɑdan/
تلفظ :
[f'aRib d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
فریبدادن
فریب
فریب افزار
فریب الکترونیکی
فریب امیز
فریب اندازی
فریب انگیز
فریب اوردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
فریب دادن. [ ف ِ / ف َ دَ ] ( مص مرکب ) فریفتن. گول زدن. مقابل فریب خوردن :
نیز فریبم ندهد طمع و جمع
نیز حجابم نشود بود و باد.
خاقانی.
بصبح وشام که گلگونه ای و غالیه ای است
مرا فریب مده ، رنگ و بوی باده بیار.
خاقانی.
فرهنگ معین
( ~ . دَ ) (مص م . ) گول زدن ، فریفتن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گول زدن فریفتن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
بازیدادن، فریفتن، گولزدن
fool (فعل)خرفت کردن، گول زدن، دست انداختن، فریب دادنcheat (فعل)گول زدن، فریفتن، فریب دادن، خدعه کردن، جر زدن، مغبون کردنdeceive (فعل)گول زدن، اغفال کردن، فریفتن، فریب دادن، مغبون کردن، پا زدنdefrauthord (فعل)گول زدن، فریب دادن، کلاهبرداری کردنjape (فعل)مسخره کردن، فریب دادن، دست انداختن شخص، لطیفه زدن، گمراه کردنmump (فعل)گدایی کردن، فریب دادن، خاموش و عبوس نشستن، ...
کلمات مرتبط
دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
فریبدادن
فریب
فریب افزار
فریب الکترونیکی
فریب امیز
فریب اندازی
فریب انگیز
فریب اوردن
نظرات