کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فریاد-کنان | کلماتور
معانی کلمه : فریاد کنان
تلفظ بین المللی :
/fˌariˈɑd kˈonɑn/
تلفظ :
[f,aRi'Ad k'onAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فریادکنان
فریادزنان
فریاد
فریاد افتادن
فریاد افکندن
فریاد اوفتادن
فریاد برامدن
فریاد براوردن
فریاد برداشتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فریادکنان. [ ف َرْ ک ُ ] ( نف مرکب ، ق مرکب ) در حال فریاد کردن و فریاد کشیدن :
رفت از پی آهوان شتابان
فریادکنان در آن بیابان.
نظامی.
فریادکنان بسرای احوص درآمد. ( تاریخ قم ).
فرهنگ فارسی
در حال فریاد کردن و فریاد کشیدن
کلمات مرتبط
فریادکنان
فریادزنان
فریاد
فریاد افتادن
فریاد افکندن
فریاد اوفتادن
فریاد برامدن
فریاد براوردن
فریاد برداشتن
نظرات