کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فروگستردن | کلماتور
معنی کلمه : فروگستردن
تلفظ بین المللی :
/fˌaruːɡastrˈadan/
تلفظ :
[f,aRu:gastR'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
فرو گستردن
فروستردن
فرواستادن
فروگذاردن
فروگسلیدن
پوشش فروگستر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
فروگستردن .
[ ف ُ گ ُ ت َ دَ] (مص مرکب ) پهن کردن . بر زمین گستردن
:
ز قرقوبی به صحراها فروافکنده بالشها
ز بوقلمون به وادی ها فروگسترده بسترها.
منوچهری .
از آن پس زند شاخ و برگ آورد
دهد بار و سایه فروگسترد.
اسدی .
رجوع به گستردن شود.
کلمات مرتبط
فرو گستردن
فروستردن
فرواستادن
فروگذاردن
فروگسلیدن
پوشش فروگستر
نظرات