کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرودی | کلماتور
معانی کلمه : فرودی
تلفظ بین المللی :
/forˈuːdi/
تلفظ :
[foR'u:di]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
فرودی مایه
اکورد چهارشش فرودی
پیشروی فرودی
دور فرودی
بر فرودی
آکورد چهارشش فرودی
خانه محمد فرودی
شمارش هم فرودی
موریس دو فرودی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
فرودی. [ ف ُ ] ( حامص ) سراشیب بودن. سرازیری : و به یک سو از آن میل نکند سراشیب از بهر فرودی. ( التفهیم ).
- فرودی مایه .رجوع به مدخل فرودی مایه شود.
فرهنگ فارسی
منسوب به فرود
انحطاط تنزل .
فرهنگستان زبان و ادب
{cadential} [موسیقی] منسوب به فرود
کلمات مرتبط
فرودی مایه
اکورد چهارشش فرودی
پیشروی فرودی
دور فرودی
بر فرودی
آکورد چهارشش فرودی
خانه محمد فرودی
شمارش هم فرودی
موریس دو فرودی
نظرات