کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرود-ارامیدن | کلماتور
معانی کلمه : فرود ارامیدن
تلفظ بین المللی :
/fˈoruːd ˈaːrˈɑmidˌan/
تلفظ :
[f'oRu:d 'a:R'Amid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فرو ارامیدن
فرود ارمیدن
فرو ارمیدن
فرودآرامیدن
فروآرامیدن
فرودآرمیدن
فرود
فرود 1
فرود 2
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( فرودآرامیدن )
فرودآرامیدن. [ ف ُ دَ ] ( مص مرکب ) آرام گرفتن. فرونشستن. آرامش یافتن : حرارتها ساکن شود و خلطها از جوش فرودآرامد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به فروآرامیدن شود.
فرهنگ فارسی
( فرود آرامیدن )
آرام گرفتن . فرو نشستن
کلمات مرتبط
فرو ارامیدن
فرود ارمیدن
فرو ارمیدن
فرودآرامیدن
فروآرامیدن
فرودآرمیدن
فرود
فرود 1
فرود 2
نظرات