فروان . [ ف َرَْ ] (اِ) نام روان آسمان زهره است . از دساتیر نقل شد. (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ).
فروان . [ ف َرْ] (اِخ ) شهری است در حدود غزنه و آن معرب است و فارسیان پروان گویند. (یادداشت بخط مؤلف ). شهرکی است نزدیک غزنه . (از معجم البلدان ). رجوع به پروان شود.