کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : فرو ریزی
تلفظ بین المللی :
/fˈoru rˈizi/
تلفظ :
[f'oRu R'izi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
برنامه ریزی فرض بنیاد
برنامه ریزی عملیات و فروش
رمزی الفرد
فروریزه
فروریزۀ اتمی
فروریزۀ پرتوزا
باد فروریز
خوداگاهی باعث فروریزش تابع موج
فروریزش تابع موج
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
downpour
(اسم)
بارندگی زیاد، فرو ریزی، بارش متوالی
landslip
(اسم)
فرو ریزی، ریزش خاک کوه
کلمات مرتبط
برنامه ریزی فرض بنیاد
برنامه ریزی عملیات و فروش
رمزی الفرد
فروریزه
فروریزۀ اتمی
فروریزۀ پرتوزا
باد فروریز
خوداگاهی باعث فروریزش تابع موج
فروریزش تابع موج
نظرات